|
|
|
پيش در آمدی براُتيسم واژه اُتيسم از لغت يوناني (به معنای خودش) گرفته شده است. اولين بار بلوبر* اصطلاح Autos را به کار برده است. Schizophren autism تصويری که بلوبرازفرد ِمبتلابه اسکيزوفرن اُتيست به دست مي دهد را مي توان در جمله زير خلاصه کرد: او تماسش را با دنيای بيرون و واقعيت از دست داده است واساسأ چيزی به اسم ِ دنيای خارج برای او وجود ندارد. او فاقد قدرت ِخلاقيت است. هدفمند نيست. تمرکز خواس ندارد و بي توجهي به دنيای اطرافش از او فردی با رفتاری عجيب وغريب ساخته است. پيش ازهرچيز بايد تأکيد کنم که اُتيسم زاده ی قرن ما نيست ودر طول تاريخ بشر ودرهمه ی کشورها و در ميان همه ی نژادها و فرهنگ ها ديده شده است. اما با کمال تأسف و به دليل عدم آگاهي به اين مشکل ِ جسمي (مغزی )، بسياری از متبلايان به اُتيسم به سرنوشتي اسف بار و غير انساني دچار شده و کماکان مي شوند. تاريخچه ی علمي اُتيسم تنها به بيش از يک دهه مي رسد، اما درهمين زمان ِ اندک، جامعه ی علمي ِغرب گام های بزرگي در اين زمينه برداشته است. دانستن دلايل بروز اُتيسم و تمايز ميانِ اُتيسم وبيماری های روحي – رواني درهای ديگری به روی افراد مبتلا به اُتيسم گشوده است. امروزه بر همگان آشکار و مبرم است که اُتيسم نه تنها با اسکيزوفرني يکي نيست، بلکه ميان آن ها تفاوت های ريشه ای واساسي وجود دارد. از واژه ی اُتيسم نبايستي به عنوان يک صفت استفاده کرد، بلکه همانند هر بيماری ديگر، هنگام نوشتن يا گفتن از فردِ مبتلا بهتراست باعبارتي چون « فرد مبتلا به اُتيسم» بهره جست، همانطور که بطور مثال مي گوئيم:«فرد مبتلا به روماتيسم»،« فرد مبتلا به ديسک کمر» و از اين قبيل. روانپزشکان و علم روانشناسي قبل ازکشف دلايل بروزاُتيسم، تربيت ِ غلط و مشکلات روحي-رواني کودک را در دوران کودکي، دليل اصلي متبلا شدن فرد به اُتيسم مي دانستند. اين جا لازم مي دانم با يک جمله و برای هميشه براين طرز تلقي خط بطلان بکشم: فرد متبلابه اُتيسم با اُتيسمِ خود به دنيا مي آيد و مشکل او به هيچ وجه به خانواده و محيط و طرز تربيت او ربطي ندارد. در قمست های بعدی و به مرور« اُتيسم» و دلايل بروزآن وشيوه های برخورد با افراد مبتلارا شرح خواهم داد. رباب محب ااستکهلم چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱٣٨۶ - ۱٣ فوريه ۲۰۰٨ ------------------------------------------- -Bleuler
باز چاپ مطالب سايت با "لینک" و ذکر ماخذ آ زاد است
|